على محمدى
150
شرح اصول استنباط ( فارسى )
كرده ولى بخشوده مىشود و بعضى گفتهاند واجب منحصر به آخر وقت است منتها اگر در اول وقت انجام داد عمل مستحبى است كه جاى واجب را گرفته و در ظرف خودش مسقط واجب است . مصنف مىفرمايد : ادلّه اينها شبهه در مقابل بديهت است « 1 » . بحث سوّم : طرفداران واجب موسع اختلاف دارند كه آيا بدل واجب است يا نه ؟ منظور از بدل عبارتست از عزم و تصميم بر انجام عمل در آن بعدى بدين معنا كه در اول وقت يا بايد خود واجب را انجام دهد و يا عزم بر اتيان آن داشته باشد نسبت به آن ثانى و در آن ثانى و ثالث هم كذلك تا آن آخر كه بايد خود فعل را انجام دهد در اين رابطه دو قول است : 1 - عدّهاى طرفدار وجوب عزم هستند و اكثريت منكر وجوب عزم هستند و هركدام دلائلى دارند كه در معالم الاصول آمده . جناب مصنف مىفرمايد : اگر ما به خود دليل واجب موسع و امر واجب موسع مثل امر صلوتى بنگريم خواهيم يافت كه هيچگونه دلالتى نه لفظا و نه عقلا نه بالمطابقه نه بالتضمن و . . . و بر وجوب عزم دلالت ندارد . آرى ممكن است از ادّله خارجيه اين مطلب را كسى استفاده بكند به اين بيان كه : وقتى وقت واجبى داخل مىشود و مكلف آن را از اول وقت تاخير مىاندازد آن هم با التفات و توجه نه با غفلت و نسيان از سه حال خارج نيست : 1 - يا مصمم است كه در ادامه و آنات بعدى انجام دهد . 2 - و يا مصمم است كه در ادامه نيز ترك كند . 3 - و يا مردّد است كه در آن بعدى انجام دهد يا نه و فعلا تصميمى ندارد .
--> ( 1 ) - در شرح معالم مفصّل بيان كرده ، و در اينجا تكرار نمىكنم .